بررسی رمان پل معلّق محمّدرضا بایرامی بر اساس نظریّة گریماس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه محقّق اردبیلی

چکیده

رمان پل معلّق یکی آثار موفّق در حوزة ادبیّات داستانی دفاع مقدّس است که از اقبال شایان توجّهی برخوردار ‎است. تحلیل ساختار و بررسی ریخت‎شناسی این اثر به منظور ارایة الگوی ساختاری آن، یکی از ضروریّات پژوهش در حوزة ادبیّات پایداری است. با توجّه به تناسبی که بین ویژگی‎های این رمان با دیدگاه‎های گریماس وجود دارد، این جستار ساختار روایت را بر اساس دیدگاه نظریّه‎پرداز یاد‎شده مطالعه کرده است. پژوهش حاضر نشان می‎دهد که: نخست؛ اگرچه الگوی روایت‎شناسی گریماس برای حکایت‎های فولکلوریک مناسب است، اما در تحلیل رمان پل معلّق الگویی مفید و کارآمد است. دوم؛ داستان‎های امروزی با وجود این­که محتوای متفاوت دارند، اما به طور نسبی از ساختار مشترکی الگو می‎گیرند، با این تفاوت که ترفندهای جدید داستان‎نویسی به آن‎ها کمک می‎کند تا از جذّابیّت بیشتری برخوردار شوند. سوم؛ مطابق با آنچه گریماس دربارة شش کنشگر مطرح کرده است، در این اثر شخصیت اصلی داستان (نادر) هم قهرمان و فاعل داستان و هم پذیرنده یا گیرنده است. چهارم؛ نوع مبارزه‎ای که در داستان به وقوع می‎پیوندد، هم از نوع مبارزة ذهنی و هم جسمانی است، اما مبارزة ذهنی بارزتر است. به تبع وجود این ویژگی از شش کنشگر الگوی گریماس، چهار کنشگر ذهنی و انتزاعی هستند. به طور کلّی این رمان در صحنة آغازین از وضعیّت متعادل به یک وضعیّت نامتعادل و در نهایت به سوی وضعیّت متعادل سوق پیدا کرده و داستان دارای وضعیّت تعادل، ممنوعیّت، نقض و مجازات است.
 

کلیدواژه‌ها